نیکولا تسلا
در سال 1856 در دهکدهای دورافتاده در کرواسی کنونی (امپراتوری اتریش - مجارستان) کودکی بهعنوان پنجمین فرزند یک کشیش ارتدکس به نام «میلوتین تسلا» به دنیا آمد و مادر او زنی بود به نام «دوک تسلا»؛ درست همان وقتیکه ادیسون دهساله در زیرزمین خانه پدری خود در ایالاتمتحده مشغول آزمایش و ترکیب انواع مواد شیمایی بود و فارغ از تولد این کودک که قرار بود روزی بهعنوان بزرگترین رقیب ادیسون با او وارد نزاعی بر سر جریان برق شود و همچنین دانشمند و مخترعی که بعدها همگی به هوش فرا بشری او اذعان داشته باشند.
سالهای اول زندگی
تسلا در یکشب تابستانی در سال ۱۸۵۶ در کرواسی کنونی به دنیا آمد؛ دورهای که او از آن با عنوان «طوفان آذرخش» یادکرد. پرستار او همچنین نقل کرد: «او بچه ی طوفان خواهد بود»، اما مادرش اینطور پیشبینی کرد که پسرش از جنس نور خواهد بود و تسلا همواره هوش ذاتی خود را به مادرش نسبت میداد؛ تسلا در زمان دانشآموزی، آنقدر تواناییهای قابلتوجهی در محاسبه مسائل ریاضی داشت که معلمانش او را متهم به تقلب کردند. او در طول سالهای نوجوانیاش بهشدت مریض شد؛ پس از بهبودی، پدرش درخواستش را مبنی بر انتخاب شغل کشیشی رد کرد و توافقش را برای اینکه پسرش در دانشکده مهندسی ثبتنام کند، اعلام نمود.

رفتن به دانشگاه و ترک آن
تسلا در سال 1875 وارد دانشگاه پلی فن شهر «گراتس» در اتریش شد. او با اشتیاق و تلاش بی وقفه در سال اول در تمام دروس نمره عالی گرفت. در سال بعد با یکی از استادان خود در مورد موتورهای جریان مستقیم وارد اختلاف نظر و مشاجره شد. تسلا معتقد بود که می توان موتورهای بهتری تولید کرد که ولتاژهای بالاتری تولید کند و بتوان آنها را تا فواصل بیشتری فرستاد. اعتیاد به قمار باعث شد که او در سال سوم به دلیل بی پولی دانشگاه را ترک کند.
تحقق رؤیا
در سال 1881 در یک شرکت تلگراف در «بوداپست» پایتخت مجارستان شروع به کارکرد؛ او توانست سیستم برق و تلفن ایستگاه مرکزی آن شرکت را تا حدود زیادی بهبود دهد. در جستجوی کار بهتر، در سال 1882 توسط کارفرمای خود برای کار در شعبه پاریس شرکت بینالمللی ادیسون معرفی شد. مدیران شرکت در مدت کوتاهی متوجه استعداد بالای او در امور فنی شدند. به همین دلیل طراحی دینام و موتورهای پیشرفته و تعمیر تجهیزات شعبههای دیگر را نیز به او واگذار کردند. مدیر شعبه پاریس شرکت ادیسون در سال 1884 برای اداره کارخانه ادیسون او را به نیویورک فراخواند و به گفته شخص تسلا دیدار با ادیسون همواره رویای او بوده است. او به تسلا نیز پیشنهاد مهاجرت به آمریکا داد، تسلا پذیرفت و در کارخانه بزرگ ادیسون (که درزمینهٔ ساخت تجهیزات بزرگ الکتریکی در مقیاس شهری فعالیت میکرد) مشغول شد.

بحران روانی و ایده القایی
تسلا در همان زمانی که در شرکت تلگراف در بوداپست کار میکرد دچار بحران عصبی شد که خود وی، آن را ناشی از حسهای بهشدت قوی خود میدانست. او ادعا میکرد که میتواند صدای تیکتیک ساعت را از سه اتاق آن طرف تر بشنود یا لرزش قطاری که از فاصله 30 کیلومتری میگذرد، باعث دردی غیرقابلتحمل در او میشود.
در دوران نقاهت این بیماری بود که ایدهای سرنوشتساز را کشف کرد. همچنان که در پارک قدم میزد، ایده یک موتور بهبودیافته به ذهنش رسید. موتور القایی! موتوری که برخلاف موتور جریان مستقیم تک مداره، از دو یا چند جریان متناوب برای ایجاد یک میدان مغناطیسی چرخان و تولید برق استفاده میکرد. او بیدرنگ دریافت که این موتور میتواند انقلابی در جهان صنعت ایجاد کند. سیستمی چند فازه که توانایی تولید و توزیع نیروی بسیار بیشتری را داشت. حال فقط باید روش عملی کردن آن را پیدا میکرد.

دیدار با ادیسون و فریب 50 هزار دلاری
از ملاقات دو مخترع نامدار و آنچه میان آنها پیشآمده روایتهای متفاوتی نقلشده که در جزئیات اندکی باهم متفاوتاند اما اصل ماجرا این است که تسلا در اولین برخورد با ادیسون ایده خود را با او در میان گذاشت و به او پیشنهاد کرد که بهجای موتورهای موجود جریان مستقیم (DC) از موتورهای جریان متناوب (AC) استفاده کند. ادیسون ایدههای او را مزخرفات خواند و یادآوری کرد که مدتها از سیستم جریان مستقیم استفاده کرده و آن را ادامه خواهد داد.
ادیسون همان روز تعمیر روشنایی یک کشتی بخار را به تسلا سپرد و او قبل از طلوع آفتاب کار را به اتمام رساند. ادیسون تحت تأثیر نبوغ فنی و پشتکار او قرار گرفت و پیشنهاد کرد که اگر بتواند طراحی ژنراتورها را بهبود دهد، مبلغ 50 هزار دلار به او پرداخت خواهد کرد. تسلا از این پیشنهاد استقبال کرد و نهتنها 24 دستگاه ژنراتور را بازطراحی کرد و بهبود بخشید بلکه حتی کنترلهای خودکار همروی آنها نصب کرد اما وقتیکه زمان دریافت دستمزد رسید، ادیسون بهانهتراشی کرد و به او گفت که «تو شوخ طبیعی آمریکایی را درک نمیکنی.» او در عوض پرداخت 50 هزار دلار، پیشنهاد کرد که حقوق هفتگی او را که 18 دلار بود به 28 دلار افزایش خواهد داد. تسلا که فهمید فریبخورده با ناامیدی استعفا داد و از این کشور جدید دلسرد شد؛باوجود سرخوردگی از برخورد ناجوانمردانه ادیسون، تسلا بلافاصله به پیگیری ایدههای خلاقانه خودپرداخت. طولی نکشید که ایدههای هوشمندانهاش موردتوجه سرمایهگذاران فناوری قرار گرفت. به کمک دو سرمایهگذار، «کارخانه ساخت تجهیزات تسلا» را راهاندازی کرد. رسانههای فناوری آن دوران ستایش کردند، اما پس از مدتی، سرمایهگذاران به این بهانه که بخش ساخت و تولید شرکت، بازدهی کافی ندارد، این کارخانه را رها کردند و با تا سیس یک شرکت دیگر، تسلا را تنها گذاشتند. این در حالی بود که تسلا حق اختراعهای خود را به کارخانه واگذار کرده بود و با تعطیلی آن در سال 1886، دچار مشکلات فراوان مالی شد و حتی بهعنوان تعمیرکار، به مشاغل پارهوقت پرداخت.
او از آن سال بهعنوان سختترین دوران زندگیاش یادکرده است اما تسلا که مداومتی عجیب و روحیهای شکستناپذیر داشت، دوباره به پا خاست و شرکای جدیدی یافت و موفق شد شرکت برق تسلا (Tesla Electric Company) را در آوریل 1887 تا سیس کند. هدف اصلی آنها کار روی همان ایده بزرگ تسلا بود که ازنظر ادیسون مزخرف بود. تولید موتوری که با جریان متناوب کار کند.

تسلا موفق شد در همان سال ایده خود را عملی کند. او موتوری القایی اختراع کرد که از برق جریان متناوب استفاده میکرد. این نوع جریان الکتریسیته که در آن سالها درحالتوسعه بود، میتوانست ولتاژ بالا را برای فواصل دور تأمین کند. موتور AC تسلا که با القای الکترومغناطیسی کار میکرد، نیاز به قطعات سنگزنی را که در موتورهای DC در زمان کوتاهی دچار جرقه و فرسایش میشدند، رفع کرد. اختراع نبوغ آمیز تسلا توجه تاجر قدرتمندی به نام «جورج وستینگهاوس» را که در اندیشه رقابت با ادیسون بود، جلب کرد. آنها زود به توافق رسیدند و چنین بود که جنگ جریانها میان دو غول الکتریکی آمریکا آغاز شد.
جنگ جریانها و پیروزی بزرگ
تسلا که برخلاف ادیسون و سایر دانشمندان و مخترعان ثروتمند و بانفوذ از امکانات تبلیغاتی برخوردار نبود، در سال 1893 یک فرصت استثنایی در مقیاس جهانی برای نمایش قابلیتهای سیستم توزیع جریان متناوب (AC) به دست آورد. در مناقصه برقرسانی به نمایشگاه جهانی 1894 در شیکاگو، شرکت وستینگهاوس که قیمت کمتری از شرکت جنرال الکتریک ادیسون، پیشنهاد داده بود، برنده شد. قابلیت و اثربخشی جریان متناوب بر همگان آشکار شد و ثابت شد که برخلاف ادعا و تبلیغات ادیسون، نیروی برق متناوب غیرقابلکنترل و خطرناک نیست.
25میلیون نفر از این نمایشگاه بازدید کردند و تسلا شاهکار خود را به نمایش گذاشت. او با کنترل ولتاژ برق با فرکانس بالا، روشن کرد لامپها بهصورت بیسیم و فرستادن جریانهای برق به داخل بدن خود بهصورت کاملاً امن، بازدیدکنندگان را شگفتزده کرد. در دهه 1890 تسلا اجراهای شگفتانگیز خود را در سراسر دنیا انجام داد.

رؤیاهای بزرگ: از نیروگاه نیاگارا تا انتقال بیسیم برق
یکی از اولین کاردستیهای تسلا در مدرسه، ساخت یک توربین آبی بود. او از همان زمان رؤیا استفاده از نیروی یکی از معروفترین آبشارهای جهان را داشت. وقتیکه جورج وستینگهاوس موفق به بستن قرارداد اولین ژنراتور برق در آبشار نیاگارا شد، تسلا خود را در نزدیکی رویای کودکیاش دید. تسلا نظارت بر پروژه را بر عهده گرفت و در سال 1896 اولین نیروگاه تا سیس و راهاندازی شد. با شروع به کار ژنراتور برق چراغها در فاصله 34 کیلومتری ازآنجا در شهر بوفالو در ایالت نیویورک روشن شد و طی چند سال بعد برق تولید شده در آبشار نیاگارا به 644 کیلومتر آن طرف تر یعنی تا شهر نیویورک رسید و رویای کودکی تسلا به واقعیت پیوست.
یکی از بزرگترین و جسورانهترین ایدههای تسلا، انتقال بیسیم برق از طریق لایههای جوی یا خود زمین به سراسر جهان بود که تا پایان عمر برای تحقق آن تلاش کرد اما موفق نشد. او در ذهن خود روزی را میدید که با پیادهسازی ارتباط بیسیم در سراسر جهان، زمین به یک شبکه عصبی بزرگ تبدیل شده که تمام نقاط آن را بهصورت آنی به هم مرتبط می سازد.
ایدههای او زمینه را برای مخترعان بعدی برای توسعه فناوری کنترل بیسیم و ارتباطات رادیویی هموار ساخت. او حدود صدسال قبل (1926)، پیشبینی کرد که «در آیندهای نهچندان دور، روزنامهها بهصورت بیسیم در خانه چاپ خواهد شد و مردم دستگاههای جیبی با خود حمل خواهند کرد که در مقایسه با تلفنهای فعلی ما بسیار سادهتر خواهد بود
بسیاری از ایدههای او را دزدیدند و بسیاری، از قبل اختراعات او ثروتهای کلانی اندوختند اما روح او، بزرگتر از آن بود که به اعمال حقیرانه دیگران مشغول شود. شاید از دشمنان و رقبای حقیر و فریبکارش متنفر بوده باشد اما معتقد بود که «اگر نفرت شما بتواند به الکتریسیته تبدیل شود، تمام جهان را روشن خواهد کرد.»

فردی منحصربهفرد
تسلا شخصی بزرگ و قابلتقدیر بود. به گفته خودش، حافظهای تصویری داشت و همین عامل به او کمک میکرد تا کل کتابها را حفظ کرده و به هشت زبان دنیا صحبت نماید. او همچنین مدعی شد که بسیاری از ایدههای فوقالعادهاش در کسری از ثانیه به ذهنش خطور کردهاند. او گفت که قبل از اقدام به ساخت نمونههای اولیه، تصاویری جامعی را از اختراعاتش را در ذهنش متصور میشد. درنتیجه، او نقاشیهایی را از طرحهایش نمیکشید.
تسلا با قدی ۱ متر و ۸۸ سانتیمتر، شخصی خوشقیافه بود و در میان زنان محبوبیت بالایی داشت. اگرچه او هیچگاه ازدواج نکرد، اما مدعی شد که تجردش نقش مهمی در خلاقیتش داشت. شاید به دلیل بیماری مرگبارش در دوران نوجوانی از میکروبها واهمه داشت و در رعایت بهداشت دقت زیادی به خرج میداد. این مانعی برای گسترش روابط میان فردی تسلا بود. او فوبیاهای خاصی هم داشت؛ مثلاً از مروارید متنفر بود و از هر زنی که مروارید به دور گردن انداخته بود، دوری میورزید.
سالهای آخرِ زندگی تسلا
به تصور عموم مردم، تسلا نقش یک دانشمند دیوانه را ایفا کرد. او مدعی شد: که موتوری باقابلیت حرکت بر روی پرتوهای کیهانی ساخته است؛ مشغول کار بر روی قوانین فیزیک جدید و غیرِ اینشتینی است که شکل جدیدی از انرژی را تأمین میکند؛ شیوه جدیدی برای عکسبرداری از افکار کشف کرده است؛ پرتو جدیدی با عنوان «پرتو مرگ» و «پرتو آرامش» ساخته است که قابلیت نظامی بسیار بالایی دارد. او که پولهایش را مدتها پیش ازدسترفته دیده بود، سالهای بعدی عمرش را از جایی بهجای دیگر نقلمکان میکرد و از پرداخت قبوض ناتوان مانده بود. سرانجام، او در یک هتل واقع در شهر نیویورک مستقر شد و هزینههایش را نیز دوست قدیمی او وستینگهاوس پرداخت کرد. او که همواره تنها زندگی میکرد، در پارک محلی آنجا وقت می گذراند و به پرندگان غذا میداد. در هفتم ژانویه ۱۹۴۳، زن مستخدم هتل متوجه شد که تسلا در سن ۸۶ سالگی در اتاقش جان باخته است. امروزه، نام تسلا بیشتر بر سر زبانها نقل میشود. فرودگاه «بلگراد» و مشهورترین شرکت تولید اتومبیل برقی جهان نام تسلا را یدک میکشند. همچنین، نیروی میدان مغناطیسی اسکنرهای ام آر آی برحسب تسلا اندازهگیری میشود. تسلا یک پرومتئوس واقعی(تیتان، شخصیت اسطوره ای یونان باستان، که به بهشت یورش برد تا آتش برای انسان بیاورد اما بعنوان مجازات، او را به سنگی زنجیر زدند که هر روز عقابی جگرش را می خورد) در زمان خود بود.
نکات جالبی که شاید در مورد نیکولا تسلا ندانید!
۱- یکی از آزمایشگاههای این دانشمند در لانگ آیلند به موزه تبدیل شده است. یک شرکت خصوصی در سال ۲۰۱۳ میلادی این ساختمان که برای سالهای متعدد بدون استفاده مانده بود را خریداری کرد و سپس آن را به یک مرکز آموزشی و موزه تبدیل نمود.
۲- نیکولا تسلا هیچگاه به دنبال کسب ثروت نبود و ضمن دستیابی به دستاوردهای مهم و تأثیرگذار خود، هیچوقت ازنظر مالی با مشکل مواجه نشد.
۳- نیکولا تسلا به خاطر راهاندازی آزمایشگاهواردن کلایف در سال ۱۹۰۱ میلادی از سوی J. Pierpont Morgan کمک مالی دریافت نمود. لازم به ذکر است که این آزمایشگاه شامل یک برج تسلا به ارتفاع ۵۶ متر و یک فرستنده گنبدی شکل مسی که قطر تقریبی آن ۱۹ متر بود میباشد که در بالای آن قرار داشت.
۴- جالب است بدانید که به لطف تلاشهای این دانشمند، امروزه شارژرهای بیسیم برای تلفنهای هوشمند و مسواکهای برقی تولیدشدهاند.
۵- بعد از مرگ این دانشمند، به دلیل ادای احترام به نیکولا تسلا، واحد اندازهگیری قدرت میدان مغناطیسی را «Tesla» نامگذاری کردهاند. همچنین موتور اتومبیلهای الکتریکی به دلیل تأثیر این مخترع در اختراع موتور الکتریکی، موتور تسلا نامگذاری شده است.
۶- نخستین نیروگاه برقآبی جهان توسط وی در آبشار نیاگارا ایجاد شد. ایجاد این نیروگاه برقی، به مدت سه سال به طول انجامید.
۷- نیکولا تسلا همیشه از پدر و مادر خود بهعنوان یک عامل تأثیرگذار در اختراعات خود نامبرده است و از مادر خود بهعنوان یک مخترع بزرگ یادکرده است.
۸- حق امتیاز موتور القایی و ترانسفورماتور جریان متناوب که توسط نیکولا تسلا اختراع و به ثبت رسیده بود، بهوسیلهی جورج وستینگهاوس، که برای مدتزمان کمی نیکولا تسلا را بهعنوان مشاور خود استخدام کرده بود، خریداری گردید.
۹- نیکولا تسلا بنیانگذار فناوریهایی است که منجر به اختراع کامپیوتر، گوشیهای همراه هوشمند، لامپهای فلورسنت و نئون، دورفرمان، انتقال بیسیم اطلاعات، لیزر، اشعه ایکس، علم رباتیک و … شد. جریان برق متناوبی که در خانهها از آن استفاده میکنیم، بهواسطهی تلاشهای این دانشمند بهدستآمده است.
Al* 1404-07-28 پاسخ
نیکولا تو تاریخ بی نظیره حتی حالا هم ایلان ماسک داره از اسمش برای ماشین سازی استفاده میکنه، ادیسون و بقیه از تسلا کپی کردن